چند روز پيش سايت انگليسي روزنامه «جروزالم پست» تصويري از اوباما را در كنار تصويري از رييس جمهور ايران در صفحه اول چاپ كرده بود و زير آن نوشته بود:«آيا ديدار غير مشروط با رهبران متخاصم آمريكا قابل قبول است؟».اين عبارت كه در واقع انتقادي به ايده مذاكره غير مشروط اوباما با محمود احمدي نژاد، تلقي مي شود به خوبي نشان مي دهد كه هرچند اوباما تا كنون براي جذب آراي يهوديان ، مسيحيان راست گرا و از همه مهمتر لابي قدرتمند يهودي در آمريكا سعي در ابراز همدلي و همراهي با دولت اسراييل داشته است و با نفي ريشه مسلمان خود ،بر تربيت كاتوليك و ماهيت مسيحي اش تكيه دارد، اما هنوز نتوانسته است آنگونه كه بايد، نظر يهوديان را به خود جلب كند...
اگر جهان واقعا همراه و همساز آدمی بود چه چیزی می توانست خوشگوار تر و روحنواز تر از این باشد که خود را ناگزیر از تماشای چهره های متفرعن یا حرف های مشمئزکننده و رفتارهای نژند و بد یمن،نبینی.آدمیانی که ذره ذره سلول های متراکم در اندامهایشان و واژه واژه عبارت های جاری بر زبانشان آزار دهنده است...
این روزها به هرسایت خبری یا محفلی که سر بزنید خواهید دید که دست کم یک بار بحث امکان حمله آمریکا به ایران مطرح می شود و شاید ساده لوحانه ترین سوال این باشد که از شما هم بخواهند خیلی رک و صریح، پاسخ آری یا نه به این پرسش بدهید ...
گاهی حرف های «به جا »در جاهای «نابه جا »به ذهن آدم خطور می کند ،حرف هایی که واقعیت مسلم زندگی آدم است ،حقیقت تلخی که در هیاهوی روز قصد فراموش کردن اش را داری اما بازهم مثل بختک به جان ات می افتد و خودش را به رخ ات می کشد و کاری به این ندارد که تازه از خواب بلند شده ای؟یا برعکس می خواهی بخوابی و یا حتی اینکه داخل ماشین لمیده ای و در یک ظهر گرم تابستانی شهر را به مقصد ی ترک می کنی!!اینجاست که می نویسی اش تا باج سبیل را داده و یقه را آزاد کرده باشی و اگر این سوال و این نجوا یا به قول روانشناسان «خارش ذهنی» زیادی سمج بازی درآورد شاید یک پست را هم به او اختصاص دهی!...
اين روزها از جمله پرسش هاي اساسي افكار عمومي ،آگاهي از نتيجه نهايي انتخابات رياست جمهوري آمريكاست .با اين حال پيش از شروع اين بحث و بيان تكراري سامانه پيچيده اخذ راي در امريكا ،اشاره به اين نكته را ضروري مي دانم كه آنچه در اين يادداشت و در پاسخ به پرسش بالا مي آورم ،براي آشنايي با برخي روش هايي است كه تصويري كلي از نتيجه انتخابات را به تصوير مي كشد و به هيچ وجه نبايد آن را به منزله روشي براي پيش بيني قطعي اين انتخابات تلقي كرد. ..
اگرچه سياست به عنوان رقابتي براي دستيابي به قدرت در چارچوبه اي دموكراتيك ، امري پسنديده است اما اگر امروز به يك شهروند متوسط ايراني بگويند كه دريافتش از دنياي سياست چيست خيلي راحت و بدون اينكه خود را درگير لفاظي هاي فلسفي كند،خواهد گفت : سياست در نظر من تقابل ميان آقاي« الف» و آقاي« ب» براي كسب قدرت است ... منتها شكل دستيابي به اين قدرت با هم فرق دارد مثلا وقتي آقاي« الف» مي خواهد تا فيها خالدون آقاي« ب» را بسوزاند ،دست به دامان« هابز» و« جان لاك» مي شود و وقتي آقاي «ب» مي خواهد تلافي كند؛ راست و مستقيم، چنان پس گردني به آقاي« الف» مي زند كه طفلك نمي فهمد از كجا خورده است ...
امروز روز زن است و هرکس که نمی خواهد پس از ماه و سالی در حد و اندازه یک هدیه کوچک دست به جیب شود ،البته توجیه فلسفی خود را دارد ؛برای مثال می تواند با قیافه فیلسوف مابانه ای در حالی که از زمین و زمان انتقاد می کند رو کند به خانم خانه و بگوید :«ببین عزیز دلم، خودت می دونی که چقدر دوسـِت دارم ،اما قبول کن که این اداها مال خرده بورژوا هاست، فهمش هم ساده است! روز زن یعنی خرید کالا و به عبارت ساده تر، ترویج مصرف گرایی. پولش به جیب کی می ره ؟سرمایه داری »آقای خانه اگر کمی هم به فکر خود اگاهی طبقاتی جنس دوم باشد و کمی هم ذوق چپ های دهه چهل را داشته باشد ،می تواند دو تا فحش آبدار هم حواله امپریالیسم کند و بعد هم ضمن فراموش کردن تمام اداهای روشنفکری به خانم خانه امر کند که شب یک آبگوشت پرملاط بار بگذارد!! ...
نمی دانم تا چه حد به این حرف معتقدید که افراد تابعی از معنای اسمشان هستند ؟می گویند در علم حروفیه سخن بر سر این است که اسم ها از قبل بر اساس شخصیت افراد در عالم اسماء و پیش از تولد انتخاب شده و پدرو مادر بی آنکه بدانند به سراغ همان اسم انتخاب شده می روند، اگر این فرض را قبول کنیم «سعید »که صفت مشبهه (فعیل از سعد یا همان طالع سعد) به معنای« همواره خوشبخت »است تا این لحظه معجزه ای به من نشان نداده و تنها چیزی را که تاکنون تجربه نکرده ام همان هماره گی خوشبختی است و به نظر می رسد این علم حروفیه را هم باید در زمره آن علوم جعلی دانست که به خرخره برخی چسبیده و ولشان هم نمی کند...
هفته گذشته براي اونايي كه هميشه چهره هاي برجسته رسانه اي را رصد مي كنن و از ابتكار عمل و توانايي هاي اونا در اين حوزه لذت مي برن، هفته اي تلخ و ناگوار بود چون « تيم راسِرت» Tim Russert مجري مشهور شبكه NBC در سن 58 سالگي براثر سكته قلبي درگذشت و برنامه 16 ساله «MEET THE PRESS »كه هر صبح يكشنبه هر هفته ميلونها نفر را به سوي خودش جذب مي كرد،ستون استوار و قابل اطميناني را از دست داد...