تبليغاتX
نون والقلم

در قبایل عرب همواره جنگ بود، اما مكّه "زمین حرام" بود و چهار ماه رجب، ذی‌قعده، ذی‌الحجّه و محرّم، "زمان حرام". یعنی كه در آن جنگ حرام است. دو قبیله كه با هم می‌جنگیدند، تا وارد ماه حرام می‌شدند، جنگ را موقّتاً تعطیل می‌كردند، امّا برای آن‌كه اعلام كنند كه در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست، ماه محرّم رسیده است و چون بگذرد، جنگ ادامه خواهد یافت، سنّت بود كه بر قبّه‌ی خیمه‌ی رمانده‌ی قبیله، پرچم سرخی بر می‌افراشتند، تا دوستان، دشمنان و مردم، همه، بدانند كه جنگ پایان نیافته‌است.آن‌ها كه به كربلا می‌روند، می‌بینند كه جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه‌ی جنگ، آرامش مرگ سایه افكنده‌است.امّا می‌بینند كه بر قبّه‌ی آرامگاه حسین، پرچم سرخی در اهتزاز است.
بگذار این "سالهای حرام" بگذرد!

از كتاب حسین وارث آدم
اثر دكتر علی شریعتی


ادامه قلم
+ قلم زده شده در شنبه بیست و نهم دی 1386توسط سعید |

شايد اين تصور اشتباه باشد اما فكر مي كنم ذائقه و سليقه مردم دنيا روز به روز سطحي ترو فرهنگ پوپوليستي ؛ فراگيرتر از گذشته مي شود .كانال هاي رقص و مد جزو پرطرفدارترين ها هستند، مجلات و روزنامه هايي مثل نشريه زرد« سان» در انگليس همچنان جزو پرفروشترين هستند و اين وضعيت حتي دامن صنعت سينما را هم گرفته است...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386توسط سعید |

امروز همچنان هوا سرد است ،ديشب را به اتفاق سعيد عنبري و آقاي درافشان مهمان آقا مرتضي ملاعليا گرافيست خوب نشريه بوديم كه در يك كلمه براي من مصداق "آرامش در حضور ديگران "بود چون پس از مدتها بدون داشتن دغدغه ي بستن صفحات و غيره با آرامش دور هم نشستيم و از هردري سخن گفتيم ،غافل از آنكه بستني آخر شب كه جزو سورپريزهاي خانم مرتضي بود (!)-و من با وجود مخالفت اوليه به تبعيت از جمع آن را به يك لحظه در دهان لمباندم -در كنار سرماي هوا ،كم بود به قزلقورت شدنمان منتهي شود كه به خير گذشت ...

 


ادامه قلم
+ قلم زده شده در پنجشنبه بیستم دی 1386توسط سعید |

الان که این مطلب را می نویسم ساعت ۱:۳۰نیمه شب است و با اینکه روز پر مشغله ای را سپری کرده و حسابی خسته ام اما خوابم نمی برد و در اینگونه مواقع چه چیزی بهتر از این که بنشینی پای وب تا شاید چشمانت از رو بروند و پلک ها ی سنگین تن به هماغوشی هم دهند .هوا به شدت سرد است و اخبار ی که از محورهای مختلف جاده ای به گوش می رسد چندان خوشایند نیست ...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386توسط سعید |

من بالشخصه وقتی با این دید که چه عاملی می تواند منجر به سقوط نظام های دیکتاتور نظیر نظام کمونیستی شوروی یا آلمان هیتلری شود،بیشتر بر تناقض تئوری های بنیادین آنها با واقعیت های موجود، تاکید دارم اما خب این مساله هم وجود دارد که مساله جهان بینی آنقدرها هم که فکر می کنیم، عینی و سریع الاثر نیست ،برای مثال ؛وهابی های عربستان جهانبینی چندان «علیه السلام»ی ندارند اما به مدد نفت وسرمایه حاصل از آن فکر نمی کنم به این زودی ها قربانی خامی ایدئولوژیک خود شوند...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در شنبه پانزدهم دی 1386توسط سعید |

مردم ایالت آیووای آمریکا عصر پنجشنبه برای انتخاب داوطلب ریاست جمهوری در انجمن های حزبی محلی شرکت كردند .این انجمن ها (Caucuses) بخشی از روند انتخابات مقدماتی ایالتی برای تعیین نامزدهای ریاست جمهوری دو حزب جمهوری خواه و دموکرات آمریکا است البته انتخابات ریاست جمهوری آمریکا یازده ماه دیگر در چهارم نوامبر برگزار می شود و نامزدهای انتخاباتی دو حزب اصلی این کشور در گردهمایی های بزرگ این دو حزب به وسیله نمایندگان اعزامی ایالت های مختلف انتخاب خواهند شد...


ادامه قلم
+ قلم زده شده در جمعه چهاردهم دی 1386توسط سعید |

امروز یک روز عالی و برفی است ؛از آن روزها که بی توجه به سن و سالت،دلت می خواهد یک گلوله برفی درست کنی و بکوبی پس گردن اولین رهگذری که شیطنت تو را با این ریخت و قیافه غلط انداز،دست کم گرفته است.دیروز هم برفکی بارید و من هم که این روزها با این دوربین همزادم بد جوری جوگیر شده ام چند شاتری چکاندم اما امروز سعی کردم کمی خودخواهانه به لذت خودم بیاندیشم ،هرچند که همین برف امروز مارا از سرویس بی نصیب کرد و با هزار دردسر خود را به محل کار رساندم و معلوم نیست امروز عصر که به سمت قزوین می روم چه مشکلاتی  را باید تحمل کنم و چند بار سر را به علامت تاييد براي راننده اي كه يك دفعه كرايه اش را چند برابر كرده؛ بايد تكان دهم.


ادامه قلم
+ قلم زده شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386توسط سعید |

 امروز روز اول دي ماه است
من راز فصلها را مي دانم
و حرف لحظه ها را مي فهمم
نجات دهنده در گور خفته است
و خاک ، خاک پذيرنده
اشارتيست به آرامش


ادامه قلم
+ قلم زده شده در شنبه یکم دی 1386توسط سعید |