این روزها به هرجا که سرک می کشی ،سخن از انتخابات است و این معنا اگرچه به لحاظ بافت توسعه نیافته سیاسی جامعه در بیشتر محافل به شکل مستقیم بیان نمی شود اما از لابه لای تهمت ها و جریان بدون توقف تخریب یک گروه علیه گروه رقیب، می توان فهمید که این «دغدغه ناگهانی انذار خلق علیه فلان شخص» معنایی پنهان در خود دارد که از قضا با مساله انتخابات به شدت گره خورده است.
تمام این ها به اعتقاد من ربطی به خباثت تخریب کننده و تخریب شونده ندارد بلکه بیشتر بازتاب آن عدم رشدی است که هنوز نمی تواند میان رقابت و خصومت تمایزی قایل شود و از همه جالب تر آنكه به اصطلاح «الیت ها» یا نخبگان نیز خواسته یا ناخواسته با این جریان ها همسو می شوند و این تفسیر اقدام فلان فرد مدعی رسانه است که به جای ارایه راهکار درست رقابت و استفاده از صحیح از ابزار کارآمد رسانه مجازی و اینترنت ،با شعفی شگفت آور مبلغ و شايد موسس این اقدامات ناشایست می شود.این مقدمه کوتاه برای آن بود که اشاره ای داشته باشم به مساله رقابت انتخاباتی و استفاده صحیح از ابزار رسانه ای چون اینترنت در انتخابات .
امروزه در کشورهای توسعه یافته ، گسترش فناوری انتشار تصاوير ويديويی بر روی اينترنت و نیز راه اندازی سایت و وبلاگ ، عرصه جديدی را در اختيار نامزدهای انتخاباتی قرار داده است ؛برای مثال تجربه موفق اينترنت در گسترش پيام کانديداهای انتخابات رياست جمهوری سال ۲۰۰۴ و ميان دوره ای ۲۰۰۶ باعث شده تا نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری پيش رو در ایالات متحده به استفاده بيشتر از اين رسانه تشويق شوند. اگرچه وبلاگ نویسی در آغاز کار مورد اقبال شدید سیاستمداران قرار گرفته بود اما اکنون پدیده «ویدیو بلاکینگ» گوی سبقت را از وبلاگ ها ربوده است و نامزدهای انتخاباتی در اینگونه جوامع، سعی می کنند از طريق صحبت کردن در اينترنت پيام خود را منتشر کنندو در عین حال از دیدگاه های متفاوت بازدید کنندگان خود نیز آگاه شوند ؛در این میان افرادی چون هیلاری کلینتون پا را از این نیز فراتر گذاشته و از طريق سايت تبليغاتی خود در ساعت های مشخصی از هفته به وسيله «وب چت» به صورت زنده با کاربران صحبت می کنند نکته جالب در این اقدام آن است که بر اساس آنچه مدیران وبلاگ یاسایت نامزدهای انتخاباتی در این باره گفته یا نوشته اند ؛کاربران مختلف با مراجعه به این سایتها به طرح پرسش های کلیدی خود می پردازند و تقریبا موردی از توهین یا هرزنامه مشاهده نشده است ،شاید اگر در کشور ما نیز امکان دسترسی به اینترنت ارزان با سرعت مناسب در اختیار مردم قرار می گرفت این مونولوگ یک طرفه که به دلیل محدودیت های مختلف نمی تواند پرسش های جدی مخاطبان را پاسخ دهد و فضای مبهم را برای ترکتازی شب نامه ها و طومارهای آنچنانی فراهم می کند ،عملا به دیالوگی موثر تبدیل و مانع از ایجاد فضایی مشوش در عرصه انتخابات ها می شد.
فایده دیگر نهادینه کردن استفاده درست از فضای مجازی آن است که افراد با کمترین هزینه می توانند وارد شبکه های اجتماعی شده و در محیطی آسوده که برخوردار از سیستمی متعادل کننده و توام با قانون نیز هست با سیاق درست ابراز نظر و طرح انتقادات آشنا شوند برای مثال در تاریخ استفاده انتخاباتی از اینترنت در ایالات متحده «دنيس کوسينيچ» نماينده دمکرات مجلس نمايندگان امریکا و نامزد انتخابات سال ۲۰۰۸، اولين کسی بود که با استفاده از امکانات سايت یوتیوپ به انتقادهای کاربران خود پاسخ داد .
یک چنین اقدامی صرف نظر از شائبه های سیاسی خود یک فایده اجتماعی دیگر نیز دارد بدین معنا که در روش توسعه نیافته انتخاباتی و« تخریب محور »،گردانندگان امور تبلیغاتی بیشتر افراد هنجار شکنی هستند که از عهده به اصطلاح« دم به تله قانون ندادن» بر می آیند اما در سامانه توسعه یافته تبلیغ، محوریت با فن سالارانی است که علاوه بر تجسم عینی دادن به دانش رسانه ای خود- به دلیل درک بالایی که از مفهوم رسانه دارند - ضمن التزام به قوانین و هنجارها و داشتن رد پای مشخص به بالابردن سلیقه بصری کاربران نیز کمک می کنند؛ بگذریم از اینکه متاسفانه در کشور ما حتی خود کسانیکه دستی به دانش روز و فضای مجازی دارند به نردبان هنجارشکنانی تبدیل شده اند که فضای لمپن گونه تخریب را به ساحت اینترنت نیز تعمیم داده است.
استفاده درست از فن آوری اینترنت در قالب سایت های امضا دار ضمن ارتقای سطح مشارکت مردم وایجاد فضای درست نقد، البته برای خود طراحان نیز باعث بروز فضای رقابتی نیز هست وبرای درک بهتر این مساله بهتر است به یک مورد جالب اشاره کنم.
بنگاه تجارت الکترونیکی گراسهوپر grasshopper از مراکزمهم طراحی و مدیریت سایت است که پروژه های بزرگی چون راه اندازی و طراحی سایت «بی بی سی» ،«تایمز آنلاین» و نیز سایت مشهور «مونستر» را در کارنامه کاری خود دارد. این مرکز که نقشی اساسی درنهادینه کردن استفاده ازفضای مجازی برای امور تجارتی و حتی سیاسی داشته است، اخیرا برای آنکه نقش نخبه محور خود را در عرصه رسانه مجازی به خوبی ایفا کند - به جای آنکه شرافت کاری خود را وجه المصالحه منافع این یا آن گروه کند- به تهیه گزارشی در خصوص ارزیابی سایت های نامزدهای انتخابات مقدماتی ریاست جمهوری در ایالات متحده اقدام کرده و نقاط قوت و ضعف هرکدام را در قالبی بی طرفانه بیان نموده است .آنچه در ذیل می آید گزارشی است که «ریچارد فولرتون »richard fullerton از کارشناسان این مرکز ارایه داده است و به خوبی معیارهای صحیح راه انداز یک سایت سیاسی –انتخاباتی را روشن می سازد:

سایت هیلاری کلینتون:
نقاط مثبت:طراحی جذاب درکنار نمایش آنلاین تماس های موبایلی هواداران،بارگیری سریع و ساده صفحه سایت ،استفاده از رنگ ملایم آبی آسمانی برای ایجاد آرامش و کاستن از هیجانات مخرب (مقایسه شود با کلمات سرخرنگ و درهم برخی وبلاگ های بی نشان ،قارچ گونه و مخرب کنونی که الحمدا... با هیجان برخی به اصطلاح اگاهان امور اینترنت و رسانه مورد ستایش قرار می گیرد)،انتشار صریح نام حامیان هیلاری کلینتون،لینک دادن به شبکه های اجتماعی چون فیس بوک،مای اسپیس و یوتیوب.
نقاط منفی:وقتی وارد صفحه «تیم هیلاری»می شویم بلافاصله با پیامی مواجه می شویم که بی مقدمه از شما می خواهد به وی کمک مالی کنید،بیشتر صفحات به تصاویراختصاص داده شده و نوشته ها مغفول مانده اند ،سیستم جستجو چندان قوی نیست و در نهایت اینکه گزینه «ثبت نام برای رای دادن»در صفحات میانی سایت گم شده است.

سایت باراک اوباما :
نقاط مثبت:صفحه ورودی برخلاف دیگر سایت های رقیب چندان شلوغ نیست،طراحی جذاب و تاکید حفظ قوانین و اخلاق،وقتی در قسمت «هواداران اوباما» ثبت نام می کنید، پس از اعلام اینکه ثبت نام شما به درستی صورت گرفته است، دعوت می شود که به صف حامیان مالی وی بپیوندید،لینک دادن به شبکه های اجتماعی چون یوتیوب ،مای اسپیس و... ،نصب برنامه «اوباما موبایل» که نوعی سامانه مخابراتی را در میان هوادران ایجاد می کند ،نمایش نقشه آمریکا و تبدیل آن به یک فلاش ویدیویی جالب که ضمن القای حس میهنی حاوی این نکته است که تمام تلاش ها بدون خصومت متوجه منافع مشترک و ملی است و نوعی احساس خوشایند را به کاربر تلقین می کند و در نهایت به طراحی ساده و چشم نواز سایت در کنار تصویرخانوادگی اوباما که یادآور هنجارهای اجتماعی و لزوم رعایت اخلاق و احترام به زندگی خصوصی و خانوادگی کاندیداست ،می توان اشاره کرد.
نقاط منفی:تورق صفحات به سختی صورت می گیرد،پرچم کشور کمتر در سایت نمود دارد،قسمت ثبت نام به گونه ای طراحی شده که اگر کاربری قصد ثبت نام نداشته باشد به دشواری می تواند از مطالب سایت با خبر شود .

سایت جان مک کین :
نقاط مثبت:تنها سایتی که د ر ابتدای ورود به گرمی خوش آمد می گوید،امکان استفاده آسان از مطالب برای آن دسته از کاربرانی که تمایلی به ثبت نام ندارند،طراحی فنی مناسب با وضعیت بارگیری مطلوب.
نقاط منفی:مطالب به خوبی چیده نشده و سایت بیش از حد شلوغ به نظر می رسد،بیشتر فضا و تورق متعلق به تصاویر است،سیستم جستجو قدرتمند نیست،وقتی ثبت نام در قسمت هوادران مک کین را پر می کنید با مراحل داوطلبانه متعدد و کسالت آور دیگری مواجه می شوید،رنگ سیاه صفحه ،گزینه مطلوبی نیست و در تعارض با فلسفه رقابت درست سیاسی و القای حس رقابت در عین نوعدوستی است و ارتباطی نیز با آرمان ها یا حتی پرچم حزب و کشور ندارد،ترتیب الفبایی فهرست رعایت نشده است،لینکی به سایت های اجتماعی داده نشده و بر خلاف دوسایت پیشین گزینه انتخاب زبان اسپانیایی وجود ندارد.
پس از خواندن مطالب فوق بد نیست نگاهی به فرهنگ غالب بر وبلاگ هاو سایت های انتخاباتی استان به عنوان مشت نمونه خروار هم بیاندازید که با پذیرش مساله «کمبود امکانات» دست کم می توانستند به اخلاق حرفه ای پایبند باشند و محض اطلاع نگاهی هم به سایتی بیاندازید که معلوم نیست بر اساس کدام معیار درست رسانه مجازی ،بدون آنکه راهکار درستی از کار انتخاباتی در فضای مجازی بدهد با هیجانی زاید الوصف به ستایش از مطالب مندرج در این وبلاگ ها پرداخته و اذعان می دارد که :«کار جالبی است»!!